تبليغاتX
زاگرس
اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است . اکنون علی باید در دنیا بماند. سی سال دیگر! فرستاد ” ام رافع ” بیاید ، وی خدمتکار پیغمبر(ص) بود. از او خواست که :
- ای کنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتی، غسل کرد و سپس جامه‌ های نویی را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اکنون به دیدار او می‌رود.
به ام رافع گفت :
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه ‌ای گذشت و لحظاتی …
ناگهان از خانه شیون برخاست.
پلک‌هایش را فروبست و چشم‌هایش را به روی محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعی از آتش و رنج ، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند ، گورش را کسی نشناسد و … و علی چنین کرد .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 17:47  توسط عباسعلی صفری  | 



خدایا میدانی که تار پود وجودم با مهر تو سرشته شده است
واز لحظه ای که به دنیا آمده ام نام ترا در گوشم خوانده اند ویاد تو را بر قلبم گره زده اند
هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد تو او را خراب کردی.
خدایا به هر که و به هر چه دل بستم تو دلم را شکستی
عشق هر کسی را بدل گرفتم تو قرار از من گرفتی
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم در سایه امیدی
و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی بوجود آورم
تو یکباره همه را بر هم زدی ودر طوفانهای وحشت زای حوادث رهایم کردی
تا هیچ آرزویی در دل نپرورم وهیچ خیر امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامشی وامنیتی در دل خود احساس نکنم ...
تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم و جز در سایه توکل به تو آرامش و امنیت احساس نکنم
...خدایا تو را بر همه این نعمتها شکر می کنم

     دکتر چمران

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 15:49  توسط عباسعلی صفری  | 

نوروز یعنی شروع دوباره

وبلاگ ما مدت مدیدی بدلیل مشغله کار به فراموشی سپرده شده بود، البته بدلیل فعال بودن وبلاگ برادر عزیزمان آقای موسی اشرفی ارائه مطالب را ضروری نمی دانستم اما روزگار ایشان را راهی دیار خود کرد، شاید می خواهد مانند شهریار به شهر خود رود و شهریار خود باشدُ در هر حال برای ایشان آرزوی موفقیت داریم. عید نوروز، بهار 89، بهار قرآن، بهار بازگشت به خود، بهار آزادی روحهای خسته و در قفس خودخواهی مانده، بهار شکفتن امید از دلهای پاک و بی آلایش، بهار جوانه شادی و خنده بر لبهای ذاکر، بهار زدایش کدورت و کینه از دلهای پر مهر، بهار خوشبختی، بهار نزدیکی دلها از سرزمینهای دور، بهار آرامش همراه با عزت و غیرت بر سرزمین ما ایران، بهار زدایش نفاق و دورویی از دلهای غافل، بهار تلاش و فدارکاری برای آبادانی کشور و بهار آزادیخواهی بر همه مردم ایران بخصوص دوستان و همکاران در جای جای ایران عزیز مبارک باد

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 11:10  توسط عباسعلی صفری  | 

شهادت سرخ سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین، ابوالفضل العباس علمدار کربلا و کلیه یاران این امام بزرگوار در صحرای کربلا و همچنین شهادت زین العابدین، سیدالساجدین، آن امام  ستایشگر را به کلیه شیعیان تسلیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 9:29  توسط عباسعلی صفری  | 

شهادت

 

نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار 19-حسین وارث آدم - منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است.


اشاره: در بخش آثار که به نوشتارها، گفتارها و نامه‌ها تقسیم کرده‌ایم، نمونه‌ای از نوشته‌ها یا گفته‌های علی شریعتی را منتشر می‌کنیم. آرزوی ما آنست که به مرور کلیه آثار او در اینجا منتشر شود . نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار 19-حسین وارث آدم - منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است.

شهادت
خواهران، برادران!


اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 9:21  توسط عباسعلی صفری  | 

هر انسانی باید راهی برای تبلور بزرگواری و اصالت وجودش بیابد و ارزشمندی راستین خود را محقق و آشکار نماید. شما باید بخشی از اوقات خود را در اختیار دیگران بگذارید و برای افرادی که نیازمند یاریتان هستند، کاری هرچند کوچک انجام دهید. کاری که در قبال انجام آن چشم انتظار چیزی نداشته باشید. از یاد نبرید که شما در این جهان تنها نیستید. برادران و خواهران شما هم حضور دارند.

 

"آلبرت شوآیتزر"

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:14  توسط عباسعلی صفری  | 

شب قدر
« بسم الله الرحمن الرحيم
اناانزلناه في ليله القدر
و ماادريك ما ليله القدر
ليله القدر خير من الف شهر
تنزل الملائكه والروح، فيها باذن ربهم من كل امر
سلام هي حتي مطلع الفجر »
« ما «آن» را فرود آورديم درشب قدر
و چه ميداني كه شب قدر چيست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است
فرشتگان و آن روح دراين شب فرود مي‌آيند
به اذن خداوندشان از هر سو
سلام بر اين شب

 تا آنگاه كه چشمه خورشيد ناگهان مي‌شكافد! »
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:22  توسط عباسعلی صفری  | 

الهی گرفتار آن دردم که تو دوای آنی و در آرزوی آن سوزم که تو سرانجام آنی، بنده آن ثنایم که تو سزای آنی و من در تو چه دانم، تو دانی، تو آنی که خود گفتی.

در هجر تـو کار بی نظامست مرا     شیرین همه تلخ و پخته خامست مرا

در عالم اگر هـزار کامست مـرا       بی نـام تـو سر به سر حرامست مرا

الهی آنکه زندگانی وی تویی کی بمیرد و آنکس که شغل وی تویی، شغل بسر کی برد، ای یافته و یافتنی، نه جز از شناخت تو شادی و نه جز از یافت تو زندگانی، زنده بی تو چون مرده زندانی و صحبت یافته با تو، نه این جهانی نه آن جهانی.

                                              (( خواجه عبدا... انصاری))

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:22  توسط عباسعلی صفری  | 
 نیایش های دکتر مصطفی چمران

 

بِسْمِ الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ ‏

اينها را به نيت آن ننوشته‏ام كه كسي بخواند، و بر من رحمت آورد، بلكه نوشته‏ام كه قلب آتشينم را تسكين دهم، و آتشفشان درونم را آرام كنم.

هنگامي كه شدت درد و رنج طاقت‏فرسا مي‏شد، و آتشي سوزان از درونم زبانه مي‏كشيد و ديگر نمي‏توانستم آتشفشان وجود را كنترل كنم، آنگاه قلم به دست مي‏گرفتم و شراره‏هاي شكنجه و درد را، ذره‏ذره از وجودم مي‏كندم و بر كاغذ سرازير مي‏كردم… و آرام‏آرام به سكون و آرامش مي‏رسيدم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 12:0  توسط عباسعلی صفری  | 

 

"کهف الشهداء"

جهت اطلاع از موضوع فوق لینک زیر را بخوانید:

http://www.mojahedat.parsiblog.com

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 17:42  توسط عباسعلی صفری  | 

شعبان ماه بزرگ شیعه

 

   شعبان ماهی است که ولادت بسیاری از بزرگان و مردان آسمانی و الهی در این ماه عظیم می باشد: ولادت امام حسین(ع) مرد مبارزه و اسوه شهادت-امام زین العابدین(ع)، سید الساجدین و اسوه عبادت و مناجات- حضرت ابوالفضل(ع)، علمدار کربلا و اسوه دلاوری و جانبازی در راه حق- حضرت علی اکبر(ع)، جوانمرد کربلا و ولادت منجی عالم بشریت حضرت امام مهدی(عج) که عالم همه منتظر ظهور سبز اوست. ولادت این بزرگان را به کلیه شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 17:34  توسط عباسعلی صفری  | 

آنکس که بندگی قرارش باشد     با نیک و بد خلق چه کارش باشد

 

گر بنده ئی اختیار دربانی  کن     آن خواجه بود که اختیارش باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 14:30  توسط عباسعلی صفری  | 

   اگر تاریخ اسلام را مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که در دوران حضرت رسول و قبل از بعثت آن بزرگوار مردم حجاز به خداوند بعنوان پدیدآورنده کل هستی اعتقادی راسخ داشتند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 7:36  توسط عباسعلی صفری  | 

        خدايا! به انقلابي‏هاي مصر و الجزاير و كشورهاي ديگر توجه مي‏كردم كه رهبران انقلاب بعد از پيروزي به جان هم مي‏افتند،

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:39  توسط عباسعلی صفری  | 

با خلـق میامیـز که مغـرور شـوی    در خلق بمانی و از او دور شوی

 

با خلق جهان مگو تو راز دل خویش    درمان نتوانند و تو رنجور شوی

 

                                                "خواجه عبد ا... انصاری"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:33  توسط عباسعلی صفری  | 

زیبائیهای گیاهان

در این قسمت نمی خواهم درباره مواد گوناگون صحبت کنم بلکه ترجیح می دهم که زیباییهای موجود در یک گیاه را بیان کنم که با تفکر می توان راز قدرت بینهایت بزرگی را در آن پیدا کرد. ادامه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 9:45  توسط عباسعلی صفری  | 

 

          خدايا!   ما را ببخش، گناهاني كه ما را احاطه كرده و خود از آن آگاهي نداريم، گناهاني را كه مي‏كنيم و با هزار قدرت عقل توجيه مي‏كنيم و خود از بدي آن آگاهي نداريم.

         خدايا! تو آنقدر به من رحمت كرده، و آن‏چنان مرا مورد عنايت خود قرار داده‏اي كه، من از وجود خود شرم مي‏كنم، خجالت مي‏كشم كه در مقابلت بايستم، و خود را كوچكتر از آن مي‏دانم كه در جواب اين همه بزرگواري و پروردگاري، تو را تشكر مي‏كنم و تشكر را نيز تقصيري و اهانتي به ساحت مقدست مي‏دانم.

 

"از نیایش های دکتر مصطفی چمران"

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 15:9  توسط عباسعلی صفری  | 
 

"خدایا رحتمی کن تا ایمانم نام ونان برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم و حتی نامم را در راه ایمانم به خطر اندازم"   

           

"خدایا آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزاند و آن گاه از پس توده ی این خاکستر لبخند مهر اوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند."

 

"خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر دوست تر می داری بچشان که دوستن داشتن از عشق برتر."

 

"خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم، اما آن چنان که تو دوست داری. خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آمو خت"

 

 

"از نیایش های دکتر علی شریعتی"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:45  توسط عباسعلی صفری  | 

راز قدرت بینهایت بزرگ در ذره ای کوچک(ملکول)

  همانگونه که در بخش قبل ملاحظه شد تعداد، نوع و آرایش اتمها باعث بوجود آمدن ملکولهای گوناگون می شود و هرکدام از این ملکولها بسته به نوع، تعداد و آرایش اتمهای تشکیل دهنده دارای خواص گوناگونی می شوند.  ادامه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 12:6  توسط عباسعلی صفری  | 

 اتم:

از اینکه سراغ ذرات ریزتر از اتم نرفتم این بود که علم من بسیار ناچیز است و اطلاعاتم از این ذرات معجزه آسا بسیار کم است که بخواهم در مورد آنها اظهار نظر کنم. اما انتظار دارم کسانی که در مورد فیزیک اتمی و مکانیک کوانتم اطلاعاتی دارند این ذرات را بررسی کرده و زیبایی های موجود در رفتار آنها برای ما بطور ساده و روان بنویسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 8:47  توسط عباسعلی صفری  |